اکثر چیزهایی که «ایجنت» صدا زده میشوند زنجیرهاند — و این خبر خوبی است، چون زنجیره ارزانتر و قابلپیشبینیتر است. فصل اول یادت میدهد با عدد تشخیصشان بدهی.
سختترین بخش RAG بازیابی نیست؛ تشخیص اینکه چیزی پیدا نشده است. این دوره روی یک اندازهگیری واقعی نشان میدهد چرا آستانهی مطلق کار نمیکند و چه چیزی جایش مینشیند.
و در آخر، محافظهایی که ایجنت را در تولید نگه میدارند: مهلت زمانی، سقف حلقه، و هشداری که یکبار میآید نه صد بار.
فصل ۱ تا ۳: ایجنت یا زنجیره، اولین گراف با تریس، و پرامپت بهعنوان قرارداد
فصل ۴ و ۵: حالت، حافظه، و کانتکست
فصل ۶ تا ۸: RAG واقعی، کیفیت دادهی ورودی، و ارزیابی
فصل ۹ تا ۱۲: ابزار و انسان در حلقه، ورودی بدخواه، چندایجنتی، و تولید
دستیاری که جواب نمیده، مشتری رو معطل میکنه. دستیاری که با اطمینان جواب غلط میده، مشتری رو گمراه میکنه، و این خیلی بدتره. مشتری فرق این دو تا رو نمیبینه، تا وقتی که بر اساس همون جواب غلط تصمیم گرفته باشه. هر روز که یک دستیار بدون مرز «نمیدانم» کار کنه، اعتمادی خرج میشه که دوباره ساختنش سخته.
دوره از یک سؤال ساده شروع میشه: اصلا ایجنت لازم داری یا یک زنجیره کافیه؟ بعد اولین گراف رو میسازی و از همون روز اول، تریس هر اجرا رو میبینی. فصلهای میانی روی حالت، کانتکست، بازیابی واقعی و ارزیابی کار میکنن. فصلهای آخر ابزار، انسان در حلقه، ورودی بدخواه و اجرا در تولید رو پوشش میدن. پروژهی پایانی یک ایجنت RAG روی دانش کسبوکار خودته.
رایجترین اشتباه تو RAG اینه که یک عدد ثابت بهعنوان آستانهی شباهت گذاشته بشه و فرض بشه هر چیزی بالاترش جوابه. تو دادهی واقعی، سؤال بیربط هم گاهی امتیاز بالایی میگیره و سؤال درست گاهی پایین. اشتباه دوم اینه که ایجنت به همهی ابزارها دسترسی داشته باشه، در حالی که یک ورودی بدخواه میتونه وادارش کنه از همونا استفاده کنه. هر دو فقط وقتی دیده نمیشن که با سؤالهای دمو تست کنی.
باید پایتون بلد باشی: تایپهینت، async/await و مدیریت استثنا. پایتون از صفر تدریس نمیشه، و آموزش یا تنظیم دقیق مدل هم جزو این دوره نیست. برای تمرینها به حساب یک سرویس مدل نیاز داری. دوره روی کنترل هزینه تأکید داره تا تمرینکردن گرون تموم نشه.
اولین نشونه اینه که قبل از ساختن، میتونی بگی این کار ایجنت میخواد یا زنجیره، و دلیلش رو بیاری. نشونهی دوم اینه که دستیارت روی سؤالی که جوابش تو اسناد نیست، بهجای حدس زدن میگه نمیدانم. نشونهی سوم اینه که بعد از هر تغییر، با یک مجموعهی ارزیابی میسنجی بهتر شده یا نه. و محک آخر اینه که هزینه و زمان هر اجرا سقف داره و از قبل میدونی چقدره.
ایجنتی بساز که وقتی نمیداند، بگوید نمیدانم