داشبورد خوب از نمودار شروع نمیشود؛ از سؤال شروع میشود. اول معلوم میکنیم مدیر هر هفته کدام تصمیم را میگیرد و برای آن کدام عدد لازم است.
بعد داده از منابع پراکنده، مثل فروشگاه، حسابداری، CRM، آنالیتیکس و فایلهای اکسل، جمع، پاک و یکدست میشود و در یک پایگاه دادهی تحلیلی مینشیند. داشبورد روی همین پایگاه ساخته میشود تا عدد هر روز خودش بهروز شود.
این کار یک پروژهی واقعی است: یک متخصص داده و یک متخصص کسبوکار، چند هفته تا چند ماه بسته به تعداد و وضعیت منابع.
فروش از سایت، دایرکت و حضوری ثبت میشود و هیچجا جمع نمیشود. دادهی سه کانال یکدست میشود و سود هر محصول و هر کانال کنار هم دیده میشود.
مدیر نمیداند کدام منبع لید، قرارداد میشود. دادهی CRM و حسابداری به هم وصل میشود تا مسیر از لید تا پرداخت دیده شود.
هزینهی تبلیغات در چند پنل است و فروش در جای دیگر. هزینه و فروش هر کمپین کنار هم قرار میگیرد.
کشف: تصمیمهای کلیدی، شاخصها و منابع داده
ممیزی داده: کیفیت، کمبودها و راه دسترسی به هر منبع
ساخت: جمعآوری خودکار، پاکسازی و پایگاه دادهی تحلیلی
داشبورد و گزارش خودکار، آموزش تیم و دورهی پایش
داشبوردهای زیادی ساخته میشوند که کسی نگاهشان نمیکند، چون به هیچ تصمیمی وصل نیستند. ترتیب درست این است: اول معلوم شود مدیر هر هفته چه تصمیمی میگیرد، مثلا بودجهی تبلیغات، موجودی یا قیمت. بعد برای هر تصمیم، عددی که لازم است تعریف شود. فقط بعد از این است که معلوم میشود کدام داده از کجا باید بیاید.
در بیشتر کسبوکارها داده هست، ولی پراکنده و ناهمخوان است: نام یک محصول در سه سیستم سه جور نوشته شده، فروش برگشتی یکجا کم شده و جای دیگر نه. پاک کردن و یکدست کردن داده و ساختن یک پایگاه دادهی تحلیلی، بخش اصلی کار است و همان چیزی است که عدد داشبورد را قابل اعتماد میکند.
پروژه با جلسههای کشف شروع میشود، بعد ممیزی داده میآید و قیمت دقیق اعلام میشود. بعد جمعآوری خودکار و پایگاه داده ساخته میشود، داشبورد روی آن بالا میآید، تیم آموزش میبیند و یک دورهی پایش داری تا عددها در کار واقعی امتحان شوند.
دادهات در ده ابزار پخش است؛ تصمیمت هنوز با حدس گرفته میشود